خداوند روزى شما را ضمانت كرده و شما را به كار و تلاش امر فرموده، پس نبايد روزى تضمين شده را بر آنچه كه واجب شده مقدّم داريد.
زندگی های امروزه چه قدر با این کلام امیرالمومنین مطابقت دارد که فرمودند: مؤمن بايد شبانه روز خود را به سه قسم تقسيم كند، زمانى براى نيايش و عبادت پروردگار، زمانى براى تأمين هزينه زندگى، زمانى براى واداشتن نفس به لذّتهايى كه حلال و مايه زيبايى است.
زندگی ما شده صبح تا شب تلاش برای تامین هزینه های زندگی . تفریح و عبادت چه جایگاهی در زندگی های ما دارد؟ پس جای تعجب ندارد که امام زمان دینی را که اجرا می کنند کاملا متفاوت با دینی باشد که به آن افتخار می کنیم که دیندار هستیم . خداوند به فرموده امیرالمومنین روزی ما را ضمانت کرده ولی آیا آخرت ما را هم خدا تضمین کرده ؟؟؟با این حال شبانه روز خود را به سه قسم تقسیم کرده ایم : کار، کار ، کار.
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389ساعت 15:40  توسط فاطیما
|
فاذا رایتم الربیع فاکثروا ذکر النشور
در این خوشی ها و دید و بازدیدهای عید بد نیست(در راستای استفاده از واژگان مثبت زین پس به جای عبارت غریب و نامانوس بد نیست از عبارت مثبت خوب است استفاده می کنیم ) بدانیم که چرا عید نوروز را عید می گویند؟
يكى از پيغمبران بنام ازقيل به جایی رسيد كه اهل آن همگى مرده بودند. از قيل عرض كرد: خداوندا اينها را چگونه زنده خواهى نمود؟ امر شد كه مقدارى آب بر روى خاكهاى آنها بريز و بخواه تا زنده شوند .ازقيل مقدارى آب ريخت و از خداوند تقاضاى اعاده آنها را به حيات و زندگانى نمود. فورا همگى زنده شدند و بين سى سال تا هفتاد سال مجدّدا زندگى نمودند و اين قضيّه در روز اوّل فروردين يعنى روز اوّل بهار واقع شده باين واسطه روز اوّل فروردين را عيد ميگويند و كلمه عيد مأخوذ از عود و اعاده است.
+ نوشته شده در دوشنبه نهم فروردین 1389ساعت 9:49  توسط فاطیما
|
پس لرزه های این همایش هم چنان ادامه دارد...البته با تاخیر
بعد از حاشیه پرداختن به متن چندان خالی از لطف هم نیست. هر چند خیلی به گوش دادن سخنرانی های طولانی علاقه ای ندارم ولی گاه گاهی که حواسم به سخنرانی جمع می شد صحبت هایی می شنیدم که خیلی از آن ها برایم جای سوال داشت و بحث برانگیز بود ...
از جمله صحبت های خانم دکتر ... بود (مهم نیست کی بود مهم اینه که چی گفت ) که به احترام نام و معروفیت و مشهوریت ایشان سعی کردیم تمرکز کنیم و صحبت های ایشان را گوش دهیم که ایشان هم کم نگذاشتند و از همان ابتدا با این آغاز کردند که خداوند زن را از دنده چپ مرد آفرید و شروع کردند به توجیه آن که : منظور ارامش یافتن زن و مرد در کنار هم و یکی بودن آن هاست و در تورات هم این را داریم و...غافل از این که همه این ها اسرائیلیات می باشد و اصلا نیازی به این همه توجیه ندارد ...
این گفتار که در کتب یهود ودر سفر پیدایش به آن پرداخته شده توسط ائمه ما تکذیب شده است و روایات در این مورد نشان می دهد که این تفکر در بین مردم آن زمان شیوع فراوانی داشته است.
در روایتی نقل شده که از امام محمد باقرعلیه السلام می پرسند خداوند حوا را از چه آفرید ؟حضرت فرمودند مردم چه می گویند ؟ او گفت می گویند خداوند او را از دنده ای از دنده های آدم آفرید . فرمود : دروغ می گویند ! آیا خداوند عاجز بود از این که وی را از چیز دیگری بیافریند .
در روایت دیگری زراره از امام صادق علیه السلام درباره خلقت حوا پرسید و این که برخی می گویند خداوند او را از دنده چپ آدم آفرید. امام صادق علیه السلام فرمودند : خداوند از آن چه می گویند منزه است این حرف را کسی می زند که معتقد است خداوند قدرت نداشت برای آدم همسری از راهی جز استخوان او بیافریند.
البته برای ما که بد نشد از همین ابتدا به قدری توی ذوقمون خورد که دیگه زحمت گوش دادن به بقیه حرف های خانم دکتر... را ندادیم .
توضیح نوشت: اسرائیلیات به معنای ورود داستان ها و افسانه ها و روایات مجعول و ساختگی همه ادیان و ملل و نحل به خصوص آیین یهود که به گفته قرآن از سرسخت ترین دشمنان اسلام به شمار می روند به روایات و تفاسیر اسلامی می باشد.
این هم قسمتی از متن همایش ...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388ساعت 15:41  توسط فاطیما
|
فمینیسم ، حقوق زن ، تساوی حقوق زن و مرد ، تشابه حقوق زن ومرد ...یه جورایی نسبت به همشون آلرژی پیدا کرده بودم ولی امان از روزی که آدم جوگیر بشه مثل دیروز که از اون جایی که در وجود همه زن ها حس دفاع از حقوقشان فوران می کند ما هم با وجود آلرژی شدید تصمیم گرفتیم به همایش بین المللی فمینیسم در دانشگاه تهران سری بزنیم و از آن جایی که اصولا حاشیه از متن مهمتر بوده (به خصوص اگر متن آن سخنرانی و شنونده آن کسی باشد که استعداد شنیدن سخنرانی را ندارد مگه چی باشه وکی باشه )پس به همان حاشیه می پردازیم :
وارد دانشگاه که شدیم در بدو ورود با نگاه های عاقل اندر سفیهانه ای از ما پذیرایی شد که انگار تا به حال موجوداتی با این پوشش در روی کره زمین ندیده بودند و با نیشخندهای محبت آمیز!! به ما خوش آمد گفتند حالا بماند که ما هر چه محاسبه کردیم که این خانم با این نگاه محبت آمیز چه ساعتی از خواب نازنین بیدار شده که فرصت کرده این همه به خودش برسد به نتیجه معقولی نرسیدیم شاید چون از ریاضیات خیلی سر در نمی آوریم .
ورودی سالن به هر نفر دو تا بن کتاب می دادند که ازدو تا از غرفه های انتهای سالن می توانستیم دو کتاب مجانی بگیریم بگذریم که غرفه هایی که با بن های اهدایی کتاب می داد با توجه به اصل مفت باشه کوفت باشه از در و دیوارش آدم بالا می رفت و بقیه غرفه ها مگس می پراندند . این جمعیت اهل مطالعه حتی به خودشان زحمت نمی دادند کتاب را ورق بزنند ببینند محتوای کتاب چیست و یا اسم آن را ببینند فقط بن را می دادند و می گفتند دو تا کتاب بدید.
همایش بین المللی بود و مهمان های خارجی هم داشت و سخنران خارجی. نمی دانم چرا برگزار کنندگان همایش به این فکر نکرده بودند که همه شرکت کنندگان همایش به زبان های زنده دنیا مسلط نیستند ! یک خانم لبنانی شروع به سخنرانی کرد و بعد از چند دقیقه متوجه شدند که حاضرین زبان او را نمی فهمند و ای کاش متوجه نمی شدند !حالا خوبه ما یه مقداراتی از زبان عربی سر در می آوریم .مترجم محترم به صلاحدید خودشان جملات را ترجمه و از بین هر صد تا ان و من یک جمله را می فهمیدی آن هم ...این از مترجم عرب .مترجم انگلیسی که برای سخنران نروژی ترجمه می کرد از آن جایی که از زبان انگلیسی هم مقدارات ناچیزی حالیمون می شه خیلی بهتر بود فقط اگر یه جاهایی جمله ها را فراموش نمی کرد بهتر هم می شد.ان قدر مترجم ها خوب کار کردند و گل کاشتند که یک سخنران مصری ایرانی الاصل داشتند که متن سخنرانی را انگلیسی آماده کرده بود ولی از او خواهش کرده بودند به همان زبان شیرین فارسی صحبت کند تا استعدادهای مترجم ها بیش از این شکوفا نشود ولی از آن جایی که ما ایرانی ها به دلیل مهمان نوازی زیاد فرهنگ هاو زبان های غیر خودمان را خیلی تحویل می گیریم این خانم ایرانی الاصل که زبان فارسی را هم خوب صحبت می کرد بعد از چند بار گله و شکایت که من متن را انگلیسی آماده کرده بودم و فارسی بلد نیستم در نهایت طاقت نیاورد و متن دعوت نامه اش را به زبان انگلیسی برای حاضرین خواند .البته انگار این علاقه به فرهنگ و زبان غیر خودی فقط مخصوص ایرانی ها نیست یک پروفسور آمریکایی به زبان شیرین فارسی و بدون به کاربردن حتی یک کلمه انگلیسی چنان زیبا و روان سخنرانی کرد که ...
تشویق سخنران ها بعد از سخنرانی خیلی جالب بود اول صلوات می فرستادند و بعد دست می زدند .از جمعیت حدود...(محاسباتم در این موارد خیلی ضعیف است) در همایش کشور اسلامی تقریبا ده بیست نفر صلوات می فرستادند و به دست زدن که می رسید هنوز صلوات ده بیست نفر تمام نشده ...
هنوز جو ما را گرفته بود و ول نمی کرد تا جایی که تصمیم گرفتیم موضوع پایان نامه مان را از مباحث زنان انتخاب کنیم به خصوص با سخنانی که از مقام معظم رهبری در این مورد پخش کردند که فرمودند من تصدیق می کنم مطالبی را که بعضی خانم ها گفتند ما در برابر تبلیغات فمینیستی کار درست و قوی نکرده ایم وبه دانشگاه ها و پژوهشگاه ها و حوزه ها و صاحب نظران توصیه می کنم و مطالبه می کنم که در این زمینه کار کنند . مسئله مسئله مهمی است .(نقل به مضمون سخنرانی سال 1386)همچنان جو ما را گرفته بود تا این که پروفسور مولانا آمد و چون جای دیگه کار داشتیم و می خواستیم زودتر بریم برای حسن ختام این را هم ماندیم و واقعا حسن ختام بود صحبت هایی در مورد پی بردن غرب به اشتباه خود در جریان فمینیسم وخاتمه آن و این که دیگر اثری از فمینیسم در کشور های غرب باقی نمانده فقط بحث از حقوق درآن جا مطرح است و نامی از فمینیسم نمانده در حالیکه ما در ایران هم چنان...این جا بود که جو یکباره ما را ول کرد و با خیال راحت و آسوده برگشتیم و باز باید فکر موضوع برای این پایان نامه ...باشیم
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم اسفند 1388ساعت 17:43  توسط فاطیما
|
عزیزی را می شناسم که انواع روابط را به نوعی به رابطه بین پدر و مادر و فرزند تشبیه می کند خوب که فکر می کنم می بینم بد هم نمی گوید تشبیه پر کاربردی است مثلا رابطه تاریخ با ما شبیه به رابطه پدر و مادر دلسوز با فرزندان است که سعی می کنند تجربیات یک عمر زندگی خود را در اختیار آن ها گذاشته تا بیراهه نروند ولی کوگوش شنوا . تاریخ هم با زبان بی زبانی تجربیات سالیان دراز را مجانی در اختیار ما قرار داده ولی ...فقط یک تفاوت وجود دارد استفاده از تجربیات تاریخ گذشته سرنوشت یک ملت را نجات می دهد ولی گویا مثل سریال های تکراری به تاریخ تکراری هم عادت کرده ایم. تاریخ تکرار می شود منتها با آدم های متفاوت و با شدت متفاوت . یک زمان افراد ثروتمند و پول پرست در مقابل انبیاءو دعوت آن ها مقاومت می کردند یک زمان مردم مرفه شمال شهر تهران (به استثنای مردم سعادت آباد که پانصد تومان نان سنگک هم برایشان گران است)به بهانه تقلب در انتخابات در برابر ولایت فقیه می ایستند.وشعار می دهند.
در این میان فوکویاما خوب ما را شناخت که گفت شیعه زرهی به نام ولایت فقیه بر تن دارد و قدرتش با شهادت دو چندان می شود برای پیروزی بر مردم این کشور باید انگیزه مردم را تغییر داد و اگر این انگیزه که به عنوان یک فرهنگ شکل گرفته تغییر کند و به رفاه طلبی و تجمل گرایی و اشرافی گری تبدیل شود پیروز می شوید.
هدف قرآن از تاکید بر مطالعه گذشتگان خواندن داستان برای تفریح و سرگرمی نبوده وهم چنین هدف حضرت علی علیه السلام در نامه 31 که خطاب به امام حسن مجتبی فرمودند هرچند من عمری به درازای تاریخ ندارم ، اما در کار و کردار نسل های پیشین نیک نگریسته ام ، در اخبارشان اندیشیده ام ، در میان آثار به جای مانده شان گردیده ام آن چنان که خود یکی از آنان شده ام گویی با نخستین تا واپسین فردشان زیسته ام.
هدف عبرت گرفتن برای جلوگیری از تکرار وقایع ملال آور و پر هزینه گذشته بوده .در جریانات اخیر هم نگاهی به تاریخ و داستان های واقعی آن(مثلا داستان شریح قاضی و...)کمک می کند تا امروز راحت تر مسائل را باور کنیم راحت تر بیراهه رفتن خواص و کم کاری های آن ها را باور کنیم.
البته خیلی هم نیاز نیست دور برویم متاسفانه فاصله تکرار تاریخ کم و کم تر می شود سخنان امام خمینی که این چند روزه زیاد می شنویم انگار مربوط به همین امروز است ،جریان بنی صدر ، الله اکبر گفتن ها ، سوت و کف زدن های روز عاشورا ، جدا نکردن صف از منافقین .
فراموش نکنیم که مومن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود
+ نوشته شده در شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 9:21  توسط فاطیما
|